جوانه امید
نمی بخشم تو رو تا زنده هســــــتم برای گوش دادن به این آهنگ قشنگ که یه جوارایی حرف دلمه اینجا کلیک کنید سلام و عرض ادب دارم منم به نوبه خودم میلاد با سعادت هشتمین اختر آسمان امامت و ولایت رو خدمت همه دوستان اهل دلم تبریک و تهنیت عرض میکنم و به همین مناسبت شعری رو که تازه سرودم روآپ میکنم اي طلــــوع آســــمــــــان هشـــتمين***اي بهار عمر دل هاي حزين اي شـــکفته در نگاهت صـــد غزل***زاري و اشـــک مرا آقـــا ببين نــــذر کردم تا به پابـــوست رسم***اي نگيـــن روشــن ايران زمين سال هـــا از عمــــر بي حاصل گذشت***اي پناه قلب خاموش حزين صــــحن تو ارامــــــگاه جـــــسم من***روح من با ياد تو گشته قرین امشب اين سينه پر از درد و غم است***اي که نامـت مـظهر علم يقين روز میلاد تن من روز سبز آشناییست گرچه پاییز و خزان است روز مرگ بی وفاییست روز میلاد تن من روز مهر و مهربانیست گرچه غم ها بی شمارند روز خوب دلرباییست نه تو نه هیچ کس دیگه تو استقبال من نیست چو گلدان خالی لب پنجره پر از خاطرات ترک خور ده ایم سلام عرض ادب دارم خدمت همه دوستای گلم امیدوارم هرجا هستید شاد و خرم و پیروز باشید امروز دومین سال تولد وبلاگمه خوشحالم از این که زنده و سالمم و می تونم بنویسم البته این وبلاگ قبلا واسه کسی نوشته میشد و حتی یه بارم حذف شد ولی دوباره شروع به کار کرد قصد دارم تا خدا بهم عمر بده بنویسم و جوانه امیدم رو تا بتونم تازه نگه دارم و از هر آسیبی و خشک شدنی محافظتش کنم از همه دوستانی که تا به امروز باهام بودن تشکر خاص و ویژه دارم تو این مدت خیلیا با من بودن و خیلی ها هم رفتن در گذر گاه زمان خیمه شب بازی دهر عشق ها می میرند.... رنگها رنگ دگر می گیرند..... و خاطرات.... چه شیرین و چه تلخ دست نا خورده به جا میمانند! آری دوستان من در طول زندگانی هر فرد انسان هایی وارد می شوند وخط های پر رنگ و کم رنگی از خود به جا میگذارد ولی وای بر ما اگر.... اگر با احساسات کسی بازی کنیم! اگر از سادگی کسی سوء استفاده کنیم! اگر قدر کسانی که به ما محبت میکنند را ندانیم! اگر عهدو قرار خود را بشکنیم! اگر اگر اگر............ آنگاهست که حسابمان با کرام الکاتبین است! اگر در این دنیا تاوان پس ندهیم قطعا در آن دنیا حساب پس میدهیم! که حساب آخرت بسیار سخت تر از حساب دنیاست! راستی داشت یادم می رفت امروز مصادف با تولد کسی است که در ذهنم نماد بی وفایی را حک کرد و به من یاد داد که عشق با تمام عظمتش دو سه ماه بیشتر زنده نیست! یاد داد در عشق هیچ کس به اندازه خودت وفادار نیست ! یاد داد که هر چه عاشق تری تنها تری! به همین مناسبت دو بیتی سرودم که تقدیمتان میکنم تو که از نسل جفایی تو که دور در از دل مایی من از عشق تو بریدم چه بیایی چه نیایی توکه از غروب عشقی تا ابد خدا نگهدار تو بدون تو قلب شافق خالی از مهر و وفایی تقدیم به او که بی وفایی را به من در حد کمال نشان داد حسب الله و نعم الوکیل پشت سر هر معشوق ، خدا ایستاده است برگرفته شده از جامع ترین سایت ادبی ایران جوانـــــــــه امـــــــید من پر از حس اميدم چه تو باشي چه نباشي***من پر از ياس سفيدم چه تو باشي چه نباشي من پراز عشق به خوبي من پراز حس نيازم***من پر از حس جديدم چه تو باشي چه نباشي سبز و عاشق چون بهاران همنوا با کوهساران***زندگانـــــي را نويدم چه توبــــــاشي چه نباشي من پر از عــطر ترانه ٬ قــير وقـــال بچه گانه***من محبت را چشيدم چه تو باشي چه نـــــباشي زندگــــي یعني صداقت دل سپردن تا قيــــامت***من به عشق خود رسيدم چه تو باشي چه نباشي رسیدن به عشق یعنی رسیدن به رشد شخصیتی خیلی وقته که میدونم تو دیگه دوسم نداری واسه به اون رسیدن پا رو قلب من میذاری خیلی وقته که میدونم دست تو تو دست من نیست تو که عاشقم نبودی پس بگو گناه من چیست؟ خیلی وقته که میدونم تو نگات یه جای دیگست دستتو نذار تو دستم!اونا مال یه غریبست خیلی وقته که میدونم تو دلت جایی ندارم بی خودی نگو که هستی پس چرا من بیقرارم؟ خیلی وقته که میدونم عشق من سودی نداره پس چرا آتیش بگیرم سوختنم چه فایده داره؟ خیلی وقته که میدونم بی وفا شدی و رفتی! (( میمونم با تو همیشه)) مگه تو بهم نگفتی؟ خیلی وقته که میدونم عشق تو شده یه رویا میدونم فایده نداره گریه و اشک و تمــنــــا خیلی وقته که میدونم شعرامو دیگه نمیخوای تو غرورمو شکستی دیگه از جونم چی میخوای؟ خیلی وقته که میدونم لحظه هات پر شده بی من رفتی و از رفتن تو زندگیم شده پر از غم خیلی وقته که میدونم من شدم شافق بی یار رفتی از زندگی من همسفر خدا نگهدار 5 تیر 1388
به روی دل همه درها رو بســــــتم
ببین عشقت به حال من چه ها کرد
چه آروم در درون خود شکســـــتم
چه آروم در درون خود شکســـــتم
نمی بخشم تو رو . تنها تو بــــودی
همه عشقم . تمام خواهـــش مـن
نمی بخشم تورو . از من ربـــودی
همه قلــــبم . همه آرامـــش من
برو از پیش من . نگو چه کــــردم
نگو روزی دوباره بــــرمیــــگردم
برو شکســــتنم بــــوده گــــناهــــت
برو که دیگه نیستم چشم به راهــت
برو که دیگه نیستم چشم به راهــت
نمی بخــــــشم تو رو برای قــــلبی
که شبها تا سحر به پای سوخـــــت
نمی بخشم تو رو بــــرای چشـــمی
که منتظر به این پنجره ها دوخـــت
اگر بغضم رو میبینی برای اولین بار
اگر اشکم رو میبینی برای اولین بار
شکستم رو ببین . تــرسی نــــــدارم
که هست این آخرین لحظات دیـــدار
برو از پیش من . نگو چــه کــــــــردم
نگو روزی دوباره برمیــــگــــــــــــــردم
برو شکـــــــستنم بــــوده گنـــــاهت

پشت سر هر آنچه که دوستش می داری
و تو برای این که معشوقت را از دست ندهی
بهتر است بالاتر را نگاه نکنی
زیرا ممکن است چشمت به خدا بیفتد
و او آنقدر بزرگ است
که هر چیز پیش او کوچک جلوه می کند
پشت سر هر معشوق ، خدا ایستاده است
اگر عشقت ساده است و کوچک و معمولی
اگر عشقت گذراست و تفنن و تفریح
خدا چندان کاری به کارَت ندارد
اجازه می دهد که عاشقی کنی
تماشایت می کند و می گذارد که شادمان باشی . . .
اما هر چه که در عشق ثابت قدم تر شوی
خدا با تو سختگیرتر می شود
هر قدر که در عاشقی عمیق تر شوی و پاکبازتر
و هر اندازه که عشقت ناب تر شود و زیباتر
بیشتر باید از خدا بترسی
زیرا خدا از عشق های پاک و عمیق و ناب و زیبا نمی گذرد
مگر آنکه آن را به نام خودش تمام کند
پشت سر هرمعشوقی ، خدا ایستاده است
و هر گامی که تو در عشق برمی داری
خدا هم گامی در غیرت برمی دارد
تو عاشق تر می شوی و خدا غیورتر
و آنگاه که گمان می کنی معشوق چه دست یافتنی است
و وصل چه ممکن و عشق چه آسان
خدا وارد کار می شود و خیالت را درهم می ریزد
و معشوقت را درهم می کوبد
معشوقت ، هر کس که باشد
و هر جا که باشد و هر قدر که باشد
خدا هرگز نمی گذارد میان تو و او ، چیزی فاصله بیندازد
معشوقت می شکند و تو ناامید می شوی
و نمی دانی که ناامیدی زیباترین نتیجه عشق است
ناامیدی ازاینجا و آنجا
ناامیدی از این کس و آن کس
ناامیدی از این چیز و آن چیز
تو ناامید می شوی و گمان می کنی
که عشق بیهوده ترین کارهاست
و برآنی که شکست خورده ای
و خیال می کنی که آن همه شور و آن همه ذوق
و آن همه عشق را تلف کرده ای
اما خوب که نگاه کنی
می بینی حتی قطره ای از عشقت
حتی قطره ای هم هدر نرفته است
خدا همه را جمع کرده و همه را برای خویش برداشته
و به حساب خود گذاشته است
خدا به تو می گوید:
مگر نمی دانستی
که پشت سر هر معشوق خدا ایستاده است؟
تو برای من بود که این همه راه آمده ای
و برای من بود که این همه رنج برده ای
و برای من بود که اینهمه عشق ورزیده ای
پس به پاس این ؛
قلبت را و روحت را و دنیایت را وسعت می بخشم
و از بی نیازی نصیبی به تو می دهم.
و این ثروتی است که هیچ کس ندارد
تا به تو ارزانی اش کند
فردا اما تو باز عاشق می شوی
تا عمیق تر شوی و وسیع تر و بزرگ تر و ناامیدتر
تا بی نیازتر شوی و به او نزدیکتر
راستی :
اما چه زیباست
و چه باشکوه و چه شورانگیز
که پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است!
عرفان نظرآهاری

















![]()
| Design By : Night Skin |


